وبلاگ ها

هدر موریس را بیشتر بشناسید

هدر موریس - انتشارات آثار برات

هدر موریس در نیوزلند متولد شد و در بزرگسالی به استرالیا نقل مکان کرد او مدرک علوم سیاسی گرفت، در بخش مددکاری اجتماعی در بیمارستان کار کرد، به عنوان یک ورزشکار کهنه کار در رشته های تیراندازی، دیسک، نیزه و پرتاب چکش شرکت کرد و قبل از اینکه به نوشتن داستان دوستش لاله سوکولوف روی آورد، فیلمنامه نوشت.

 

محصولات مرتبط:

 

HeatherMorris FrontPage2 - هدر موریس را بیشتر بشناسید

 

زندگینامه هدر موریس

دکتر هدر موریس یک محقق اولیه شغلی در واحد بهداشت و مراقبت اجتماعی دانشکده بهداشت عمومی و پزشکی پیشگیری، دانشگاه موناش است او مشتاق تحقیقات خود در زمینه آموزش در دوران کودکی، رویکردهای مدرسه آگاه از آسیب تروما، مراقبت اجتماعی و علم اجرا است دکتر هدر موریس با سازمان‌های خدمات اجتماعی که مستقیما با کودکان و خانواده‌های آسیب‌پذیر درگیر هستند، برای حمایت از ارائه خدمات و نتایج برنامه‌شان کار می‌کند.

هدر موریس از تخصص خود در طراحی برنامه، ارائه و اجرا، تحقیقات کیفی و طراحی مشترک مبتنی بر تجربه در کار ارزیابی خود برای ایجاد تغییر در سطوح فردی، سازمانی و سیستمی استفاده می کند من از به اشتراک گذاشتن یافته های پژوهشی، مهارت ها و تجربه با همکارانم و ایجاد ظرفیت در دانش آموزان از طریق آموزش لذت می برم.

 

کتاب های هدر موریس

سه خواهر: توسط هدر موریس – داستانی ، داستانی تاریخی

بر خلاف همه شانس ها، سه خواهر اسلواکی از سال ها زندان در بدنام ترین اردوگاه مرگ در آلمان آشویتس جان سالم به در برده اند لیویا، ماگدا و سیبی تقریبا از گرسنگی و کار بیش از حد، و هوس های وحشیانه نگهبانان در این مکان ترسناک جان خود را از دست داده اند اما اکنون متحدان در حال نزدیک شدن هستند و خواهران با آخرین مانع روبرو هستند: راهپیمایی مرگ از آشویتس، در حالی که نازی ها سعی می کنند هر گونه شواهدی از زندانیان در آنجا را پاک کنند.

به دلیل شانس و اقبال در آخرین لحظه، این سه نفر می توانند از شکل گیری فرار کنند و قبل از نجات برای روزها در جنگل پنهان شوند و این جایی است که داستان شروع می شود از آنجا، سه خواهر به اسرائیل سفر می کنند، به خانه جدیدشان، اما نبرد برای آزادی شکل های جدیدی به خود می گیرد.

این داستان به پرفروش ترین تاتویست آشویتس تبدیل شد دومین رمانهدر موریس، سفر سیلکا، بر اساس زندگی یکی دیگر از بازماندگان هولوکاست، سیلکا کلاین، اوایل این ماه منتشر شد سفر Cilka از طریق کتابخانه یا برای خرید به قیمت 1499 پوند (RRP) در جلد سخت، کتاب الکترونیکی یا صوتی در دسترس است برای اطلاع از تور کتاب کنونی او در بریتانیا و ایرلند، از وب سایت هیتر دیدن کنید.

 

قهرمانان ادبی و تأثیرات شما در دوران رشد چه کسانی بودند؟

یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی که در حافظه من به چشم می‌خورد، زندگی‌نامه مادام کوری است که توسط دخترش نوشته شده است چرا؟ چون متوجه شدم در اوایل قرن بیستم درباره زنی می‌خوانم که از قراردادهای هنجارهای اجتماعی روز سرپیچی می‌کرد.

شما در واقع مدتی طولانی با لاله سوکولوف ملاقات کردید و با او صحبت کردید آن تجربه چگونه بود؟

در یک کلام – شگفت انگیز! لال یک جنتلمن جذاب، کاریزماتیک و بامزه بود هر دقیقه در جمع او، چه از نظر عاطفی پریشان بود و چه در حال رقصیدن با سگ هایش، برای من لذت بخش بود.

فکر می کنید چرا خالکوبی آشویتس در میان افراد زیادی طنین انداز شده است؟

داستان یک نفر را روایت می کند که حتی در حال حاضر برای خوانندگان قابل ربط و شناسایی است و در مواقع آسیب به آنها احساس امید می بخشد این داستان یک مرد است اما داستان میلیون ها نفر دیگر را روایت می کند.

آخرین کتاب شما سفر سیلکاست این داستان را ادامه می دهد و داستان Cilka Klein را روایت می کند آیا همیشه احساس می کردید که داستان دیگری برای گفتن وجود دارد یا داستان سیلک به تدریج از داستان لاله بیرون آمد؟

من همیشه می خواستم داستان سیلکا را تعریف کنم، به همین دلیل او را در خالکوبی آشویتس قرار دادم همیشه امیدوار بودم که این فرصت را داشته باشم تا داستان او را تعریف کنم، داستان یک دختر جوان فوق العاده شجاع که همه ما می توانیم از او الهام بگیریم.

آیا فکر می کنید پیام عمیق تری در کار شما برای نسل های آینده وجود دارد؟

آره ما باید از پذیرش دختران و زنان به عنوان غنیمت جنگی خودداری کنیم تجاوز به عنف آنها را صدا بزنید.

آیا چیزی وجود دارد که بتوانید در مورد پروژه بعدی خود به اشتراک بگذارید؟

داستان شگفت انگیز دیگری از امید و بقا به راهم رسیده است و امیدوارم در آینده نزدیک بتوانم این داستان را به خوانندگان ارائه دهم.

در حال حاضر در قفسه “خواندن” شما چیست؟

یک کار خوب توسط دیوید بالداچی و یک شب در زمستان توسط سایمون سبگ مونته فیوره.

آیا می توانید یک چیز را به ما بگویید که ممکن است خوانندگان شما درباره شما ندانند؟

یکی از پشیمانی من تا به امروز این است که هنوز نواختن گیتار را یاد نگرفته ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *